کیبردفن

متن مرتبط با «دل به دل راه دارد» در سایت کیبردفن نوشته شده است

به فرزندم

  • نیلوبلاگ

    به روزی فکر میکنم که اولین سیگارت رو روشن میکنیبه وقتی که میدونی من از قلیون متنفرم و میری سمتشبه لحظه ای که ارزش های سفت و سخت خانوادگیمون رو زیر پا میذاریبه روزایی که تصمیم میگیری طوری زندگی کنی که...

    ادامه مطلب
  • بی حسرت از جهان نرود هیچکس به در، الا شهید عشق به تیر از کمان دوست...

  • نیلوبلاگ

    دیشب انگار داشتم فرار میکردم، گریه میکردم و راه میرفتم و هی با ذهن خودم میجنگیدم!با خواسته هام، با آرزوهام، با دوست داشتن هام...میخواستم که نخوام....که جز اونو نخوام!میخواستم که رها باشم، رها در آغ...

    ادامه مطلب
  • گل هایی که خشکشان کرده بود تا زیباییشان باقی بماند را له کرد و گفت، این خاک های بی ارزش را, همان بهت

  • نیلوبلاگ

    از یکی دو نفر شنیدم که دوستی های غیر واقعی همون بهتر که تموم بشن یا دوست های غیر واقعی و بد همون بهتر که برن! و من تعجب میکنم! چطور میتونن چشمشونو به این راحتی به روی همه ی خوبی های آدمها ببندند؟ چطور...

    ادامه مطلب
  • دلتنگی

  • نیلوبلاگ

    من اگه میخواستم خودم باشم, بدون نقاب هام, بدون ترس هام, به چند نفر از ته دلم میگفتم که چقدر دلتنگشونم... مثه چهارپنج سال پیش ساعت پنج صبح, وقتی به آقای کلاس فری دیسکاشن پیام دادم و گفتم دلم براش و برای کلاسا تنگ شده! اون دفه اون ادم اینقدری غریبه بود که نترسم از چیزی, مثه اینکه چه فکری بکنه و چه نتیجه ای داشته باشه این فکرش اما این روزا, خودم بودم سخته, نبودن نقابا سخته.......

    ادامه مطلب
  • کاشکی باز بخندیم، ولی تا به ابد...

  • نیلوبلاگ

    فکر میکردم منم دوست داشتم همه چی خوب میبود دنیا قشنگ میبود، آدما بی عیب میبودن، شرایط همونطور که ما انتظار داشتیم و دوست داشتیم پیش میرفت، اما نیست، اما نمیشه! منم ناراحت میشم وقتی میبینم چی فکر میکر...

    ادامه مطلب
  • هر چه طبر زدی به من، زخم نشد جوانه شد...

  • نیلوبلاگ

    ادمی که درونش پر از عشق و نوره، حتی اگه زخم بخوره عفونت نمیکنه زخمش, نور ساطع میشه ازش و عشق... من نمیگم من نمیرنجم, نمیشکنم, اهمیت نمیدم! من شکست ناپذیر نیستم, سنگ و سخت نیستم، من بی تفاوت نیستم, اما من میخوام بزرگ باشم و درونم نور و عشق باشه تا زخم هام جوانه , بزنند......

    ادامه مطلب
  • دلم دف است نیستانا...

  • نیلوبلاگ

    دارم به سمت ارامش قدم بر میدارم... به اون شبی که خواب پروازو دیدم فکر میکنم، نمیدونم چرا اما پژواک صدای استاد تو گوشمه، بی حرف و کلمه, فقط پژواک صدا.... من اون خوابو فقط برای استاد تعریف کردم چون قبلش...

    ادامه مطلب
  • مثل آن صندلی تک، کنج آن حیاط خلوت رو به خیابان

  • نیلوبلاگ

    آمدم که بنویسم دلم کسی را میخواهد که بتوان از روزهایم برایش بگویم یا بنویسمکسی که بعد از اتمام روز به سراغش بروم یا کسیآمدم بنویسم که یادم آمدم مدت زیادیست برایت ننوشته امننوشته ام اما خب انگار تو هم آن کسی که باید باشد نیستیآدم های زیادی هستند که هیچ کدام آنکه باید باشند نیستند ....  انگار باورم نمیشود این همه تنهایی را.....Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • راه

  • نیلوبلاگ

    به در و دیوار میزنم گاهی مثل کسی که از درد به در و دیوار میزنه، روحم گاهی طوری طغیان میکنه که ازم کارای عجیب غریب سر میزنه!میدونم احمقانست، میدونم دوای دردم نه در و نه دیوار و نه اینطور کوبوندن، اما اشتباه میکنم مثل همه ی کسایی که میدونن دارن اشتباه میکنند دیشب خودمو بستم به تخت میدونستم این کارا بدتر میکنه حالمو میدونستم کبودی هایی که دردم رو بیشتر میکنند بخاطر همین اشتباهاست خواستم آرامشو به خودم برگردونم، مشکل درد نیست، مشکل نوع درد کشیدنه من نه این درد رو دوست دارن، نه خودم رو با این درد دوست دارم و نه این به درد و دیوار کوبوندنامو ذهنم سیاه بود و پر از ناامیدی، حتی پر از بدبینی همه چیزی که ازش میخواستم خوشبینی بود و امید، دریغ کرد! آئورلیانو، همه چیزی که از خودم انتظار دارم و از آیندم م...

    ادامه مطلب
  • دل

  • نیلوبلاگ

    راحت نیست با منطقت راهی رو بری که برای دلت سخته اما حقیقت اینه که اگه دلت با هر تصمیمی به نوعی آزار میبینه، پس باید راه منطقی رو رفت حتی اگه در لحظه سخت تر باشه! مدام هم امیدوار باشی که قبل ازینکه از اون راه به مقصد برسی، کسی سراغ دلتو بگیرو و بکشونتت به راه دل!اما حالا میدونی که دل نباید بست به دنیا، به هیچ چیز دنیا که مقصد مشخصه و راه، راهِ تو هست، تو به تنهایی و اگر قراره کسی بهت بپیونده هم باید همراه باشید که چیزی که اول و آخر مهمه و اصل هست و فرع راه هست و مقصد..... ...

    ادامه مطلب
  • پارادوکس دلچسب بغض و لبخند

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. ...

    ادامه مطلب
  • حرفی از عقل بد اندیش به یک مست زدند، باختیم آخر بازی همگی دشت زدند...

  • نیلوبلاگ

    دوست دارم توی رویاهام زندگی کنم و حتی اگه شده رنج ببرم در ازای این رویاها دوست دارم راهی رو انتخاب کنم که عاقلانه نیست و اینقدر توی رویاهام و رویاپردازی هام فرو و البته پیش برم تا به عبارت عاقلانه، مغزم تاب برداره، اینقدر تاب برداره که دیگه به اشتباه بودنشون حتی فکر هم نکنم، که اینقدر عاشق تمام و عی...

    ادامه مطلب
  • به رقیه....

  • نیلوبلاگ

    یادمه یه روز با اطمینان بهم گفت راضیه خدا خیلی دوستت داره! من اما پر از شک بودم.....این روزا مدام اون لحظه میاد توی ذهنم خدا خیلی دوسم داشت.... تو چقدر مطمئن بودی و کاش میشد به من بگی چقدر فاصلست از اینجا که من هستم تا اون اطمینان؟! کاش میشد بهم بگی که خدا هنوزم دوستم داره...... :( که بدی هام دلسردش نکرده که دلسردی که برای خدا معنی نداره اصلا ...

    ادامه مطلب
  • دل نانشینی این روزها

  • نیلوبلاگ

    یه روزایی به خودت نگاه میکنی، میبینی دیگه اون آدم قبلی نیستی، احساسات ،قلبت، روحیاتت، عوض شده و با هر کلمه و جمله ای که میخوای بگی، صدایی از درون مانعت میشه که قبلا همیشه موقع دروغ گفتنت میشنیدیش!قول دادی به خودت که به دروغ دوست نداشته باشی ادما رو، پس در مقابل ابراز احساسات عزیزترین دوستانت، عزیزتر...

    ادامه مطلب
  • دخترک دوست داشتنی نخواستنی ات حرف ها دارد....

  • نیلوبلاگ

    اولین بار که با اسم بیدل نوشتم،نه میدانستم معنی ادبی اش را و نه شاعری را که به این اسم میخوانندش ،میشناختمبعد از مدتی صفحه اول یک کتاب مصرعی دیدم که کسی به نام بیدل سالها سال پیش نوشته بود و اینکه چقدر مصداق حال من بود مبهوتم کرد ،"رفتم اما همه جا تا نرسیدن رفتم"،فهمیدم شاعری هم به این اسم بوده و ان...

    ادامه مطلب
  • حرفی از عقل بداندیش به یک مست زدند

  • نیلوبلاگ

    امشب خوب نبودم اولش احساس می کردم یه کندو زنبور توی سرمه و حالا یه نفر یه توپو محکم زده به این کندو بعدش آروم تر شدم ،و گریه کردم و بعد وبلاگای مختلفو مرور کردم خاطراتمو حالا سرم درد می کنه و بی حال و بی رمق موزیک نوستالژی گوش میدم و اینو مینویسم برای سالهای بعد برای وقتی دارم اینجا رو مرور میکنم ...

    ادامه مطلب
  • نکند رخنه کند در دل ایمانم شک.....

  • نیلوبلاگ

    امشب داشتم از یه مرز با مهسا حرف میزدم از مرز نامرئی ای که دور من وجود داره آدمایی که دوسشون دارم و دوست داشتنی هستند اما اگه ازون مرز بگذرند دیگه دوسشون ندارم نه تنها دوسشون ندارم که نسبت بهشون یه حس بد پیدا میکنم و به سرعت دلم میخواد دور بشم ازشون اولش فکر میکردم یه مرز وجود داره که فقط یه عده معدودی ازش رد میشن و اگه کسی ازش رد شد ،دیگه رد شده و میتونه به من نزدیک بشه ،نزدک و نزدیک تر اما بعد دیدم من مثه یه دارتم،من وسط دارت و دورم لایه لایه خطه نسبت به نزدیک شدن یه عده خیلی زودتر از چیزی که طبیعی به نظر میرسه حساسیت نشون میدم و برای بعضیا ،با اینکه از م...

    ادامه مطلب
  • هفت راه تردید،هشت کن ابرو را

  • نیلوبلاگ

    تو زندگیم دوتا قانون اساسی داشتم ،دروغ نگم (و به تبع کاری نکنم که مجبورم کنه دروغ بگم) و قضاوت نکنم،و بعد درصد خلوص پایبندیم به این قوانین راضیم نمیکرد(نه اینکه پایبند نباشم ،درصد خلوصش پایین بود :دی)تصمیم جدید این بود ،اگه واقعا خوشحال نیستی نخند،اگه واقعا ناراحت نیستی عصبانی و ناراحت نباش ،همونی باش که هستی،تو لحظه لحظه زندگیت با این همه این تصمیم عملی نشد!چون درس بعدی این بود ،گاهی ارزش گریه های الکی و خنده ها و لبخند های ظاهری بیشتر از حقیقته! حقیقتی مبهم که فهمش دستمایه ای جز رنج نداشته برام! منی که هیچوقت کنار نیومدم با دیدن دنیا،همینجوری که به ...

    ادامه مطلب
  • که به غیر با تو بودن ،......

  • نیلوبلاگ

    The darkest night of the month Walking through the streets getting dark... Dark music Dark poems Dark chocolate You need light, but beforehand you need more darkness to take rest..... Tomorrow will be better, but please, for God sake, ignore the light at the end of this damn tuel Losing hope is freedom.... Get free... ...

    ادامه مطلب
  • دل به دل راه داره.......

  • نیلوبلاگ

    کلاسای آموزشگاه فشردست ،ترم اولش تموم شده و حالا بخاطر یه سری مشکلات یکی از تیچر ها ،کلاسامونو عوض کردند،بزرگسالان منو دادن به اون و کودکان اونو دادن به من روزی که این تصمیم گرفته شد من واقعا دلم گرفت! حتی منی که همیشه روحالت لت ایت گو هستم (یا حداقل بودم!) هم داشتم سعی میکردم یه راه حل دیگه برای این مشکل پیدا کنم ! بچه ها البته به جز یکی دوتاشون ،راحت تر با این قضیه کنار میومدن ،یکیشون میگفت معلم معلمه دیگه،چه فرقی میکنه ! امروز اما بهم میگفتن خانم برگردین ،نگاهشون طوری بود که برام سنگین بود بهشون نگاه کنم! اینکه اونا به معلم جدیدشون و من به شاگردای جدی...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    حرفی از عقل بداندیش به یک مست زدند | نکند رخنه کند در دل ایمانم شک دانلود | نکند رخنه کند در دل ایمانم شک | نکند رخنه کند در دل ايمانم شک | نکند رخنه کند در دل ایمانم شک مهدی موسوی | شعر نکند رخنه کند در دل ایمانم شک | متن نکند رخنه کند در دل ایمانم شک | نكند رخنه كند در دل ايمانت شك | دانلود اهنگ نکند رخنه کند در دل ایمانم شک | متن اهنگ نکند رخنه کند در دل ایمانم شک