کیبردفن

متن مرتبط با «تو بمان با من » در سایت کیبردفن نوشته شده است

آرزوهاتو بغل کن...

  • نیلوبلاگ

    شب ساعت از نه گذشته بود، یهو یادم اومد چند روزی از روز موعود گذشته و حالا بستم باید رسیده باشه خوابگاه، با شوق رفتم گیت دنبالش، فرستاده بودن اتاق پست، رفتم اونجابسته ی پستی رو باز کردم، جعبه ی کادوشو ...

    ادامه مطلب
  • نود و هشتِ زیبا :)

  • نیلوبلاگ

    چه حال خوبی داره رها کردن و گذشتنگذشتن نه به معنای بخشیدن،ما اصن جایگاهی نداریم که بخوایم ببخشیم یا نه، زندگی و جهان خودش تصمیم میگیره درین مورداما گذشتن به معنای عبور کردنچیزی نباید مانع ما بشهکه بگذریم و رها کنیم و عبور کنیمچه حال خوبیه....چه حال خوبی...

    ادامه مطلب
  • تو تنها میتوانی آخرین درمان من باشی....

  • نیلوبلاگ

    حالمو زیبا کن...درونم رو پاک کن از نارضایتیدرونم رو پاک کن از غم های بی معنی و بی مصرفمن رو رها کن از هر چیز که جلوی پروازم رو میگیره...حسرتی که در دلم هست رو از بین ببربا چوب جادوییت رنگش رو پاک کن یا بذار تجربش کنم چیزی رو که برام شده حسرتو در نهایتکمک کن تا زندگی کنم زندگیم رو....کمک کن تا در آغوش بگیرم لحظه هامو...شکننده و ناتوانم....جز تو هیچ مراقب و نگهداری ندارمهیچ کن مرادر عرصه ی بیکران هیچ...

    ادامه مطلب
  • با درد صبر کن که دوا میفرستمت...

  • نیلوبلاگ

    اوضاع یه طوری شده که باید صبر همت و حوصله به خرج بدم! و البته انرژی و زمان و پول! و حوصله و صبر و حوصله و صبر و سعه صدر که اذیتم نکنه از دست دادن و خرج کردن همه ی اینا! باید مصمم باشم و به خودم بگم اولویت زندگی من همینه و این مهم ترین مسالست که باید روش سرمایه گذاری بشه.......

    ادامه مطلب
  • این بنده چه داند که چه میباید جست....

  • نیلوبلاگ

    یه روزی, یهو میبینی دیگه اون آدم قبلی نیستی و زندگیت دیگه اون زندگی قبلی نیست! میبینی این زندگی جدید و این آدم جدید دوست داشتنی تر و راضی کننده تره فکر میکنی چی باعث این تغییر شد و جواب این سوال مبهوتت میکنه! همون چیزی که باعث گریه هات و غصه های اون موقعت بود! ...

    ادامه مطلب
  • تو تنها میتوانی آخرین درمان من باشی....

  • نیلوبلاگ

    هر کسی رو بخوام متهم کنم، باز میبینم هیچکس تقصیری نداره....اگر تو افسانه ای، یا یه خیال موهوم که از سر نیاز من به وجودت ایجاد شدی, برام مهم نیستمهم اینه که تو آسمان همه ی بن بست هایی که میشه به سمتت پرکشید....مهم اینه که میشه با یادت خشم و کینه و شکایت رو تبدیل به بغض کرد و گریه کرد و رها شد از این زنجیرها....مهم اینه که میشه بهت امید بستکه میشه افتخارکرد و شاد شد ازین تنهایی و جز تورو نداشتن.......

    ادامه مطلب
  • مرز مهربون بودن و ضعف باریکه!

  • نیلوبلاگ

    امشب خیلی خوشحال و راضی ام و یه دلیلش اینه که تو شرایطی که میتونست به دلخوری و حسای بد ختم بشه, فقط گفتم "من دوست ندارم شما رو ناراحت کنم اما دوست ندارم خودم رو هم ناراحت بکنم" و شرایط آروم شد... تو ی...

    ادامه مطلب
  • گل هایی که خشکشان کرده بود تا زیباییشان باقی بماند را له کرد و گفت، این خاک های بی ارزش را, همان بهت

  • نیلوبلاگ

    از یکی دو نفر شنیدم که دوستی های غیر واقعی همون بهتر که تموم بشن یا دوست های غیر واقعی و بد همون بهتر که برن! و من تعجب میکنم! چطور میتونن چشمشونو به این راحتی به روی همه ی خوبی های آدمها ببندند؟ چطور...

    ادامه مطلب
  • دارم بزرگ میشم و این زیباست!

  • نیلوبلاگ

    به همسر شاگردم که باهام تماس گرفته بود تا در مورد کلاسای خانم حداقل چهل سالش باهام صحبت کنم گفتم من درین مورد با خود خانومتون صحبت میکنم و ازین بابت خوشحالم! مردی که فکر میکنه به هر دلیلی باید بر همه جنبه های زندگی همسرش نظارت داشته باشه و همه چیز رو کنترل بکنه، از جمله روند کلاس خصوصی های همسرش رو، اونم در شرایطی که این خانم خودش شاغله و احتمالا داره از جیب خودش هزینه ی کلاساشو میده از نظر من اونقدر ها هم قابل احترام نیست و من از صحبت کردن باهاش امتناع کردم و حالا خوشحالم! ...

    ادامه مطلب
  • کاشکی باز بخندیم، ولی تا به ابد...

  • نیلوبلاگ

    فکر میکردم منم دوست داشتم همه چی خوب میبود دنیا قشنگ میبود، آدما بی عیب میبودن، شرایط همونطور که ما انتظار داشتیم و دوست داشتیم پیش میرفت، اما نیست، اما نمیشه! منم ناراحت میشم وقتی میبینم چی فکر میکر...

    ادامه مطلب
  • هر چه طبر زدی به من، زخم نشد جوانه شد...

  • نیلوبلاگ

    ادمی که درونش پر از عشق و نوره، حتی اگه زخم بخوره عفونت نمیکنه زخمش, نور ساطع میشه ازش و عشق... من نمیگم من نمیرنجم, نمیشکنم, اهمیت نمیدم! من شکست ناپذیر نیستم, سنگ و سخت نیستم، من بی تفاوت نیستم, اما من میخوام بزرگ باشم و درونم نور و عشق باشه تا زخم هام جوانه , بزنند......

    ادامه مطلب
  • مرا هزار امید است و هر هزار تویی

  • نیلوبلاگ

    باید باهات حرف بزنم نباید بذارم این احساس گناه باعث بشه رفتاری رو داشته باشم که همون پسربچه ی مغروری که وقتی فکر میکنه اشتباهی کرده و مادرش باهاش قهره از خودش نشون میده! من بهت نیاز دارم, شاید روم نشه ادعا کنم که بهترین و مهم ترینمی، شاید روم نشه بگم عاشقتم, هنوزم برام مهمه که به دروغ نخوامت، اما نباید بذارم سکوت فاصله بشه بینمون.... بهم کمک کن.... ...

    ادامه مطلب
  • مثل آن صندلی تک، کنج آن حیاط خلوت رو به خیابان

  • نیلوبلاگ

    آمدم که بنویسم دلم کسی را میخواهد که بتوان از روزهایم برایش بگویم یا بنویسمکسی که بعد از اتمام روز به سراغش بروم یا کسیآمدم بنویسم که یادم آمدم مدت زیادیست برایت ننوشته امننوشته ام اما خب انگار تو هم آن کسی که باید باشد نیستیآدم های زیادی هستند که هیچ کدام آنکه باید باشند نیستند ....  انگار باورم نمیشود این همه تنهایی را.....Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ما باختیم اما باید قبول کرد، شکست ما انکار عشق نیست....

  • نیلوبلاگ

    » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید. Let's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • باختیم آخر بازی همگی دست زدند

  • نیلوبلاگ

    آئورلیانوی عزیز، سلام دیرینه است که برات ننوشته ام و این سکوت را پایانی باید و برای پایان آن، بگذار نه به سوال هایت فکر کنم و نه به آنچه باید بگویم مبنی بر غیبتم و این همه ننوشتن ام اما باید بگویم خنده ام گرفت وقتی خواستم بنویسم " حالا بزرگ شده ام" یادت هست چندبار این جمله را از من شنیده ای و باز هم مرا کودک دیده ای با همان دردها و رنج های کوچک و بی حاصل؟ خوشبینی احمقانه ای است که رشدی چند میلی م...

    ادامه مطلب
  • حرفی از عقل بد اندیش به یک مست زدند، باختیم آخر بازی همگی دشت زدند...

  • نیلوبلاگ

    دوست دارم توی رویاهام زندگی کنم و حتی اگه شده رنج ببرم در ازای این رویاها دوست دارم راهی رو انتخاب کنم که عاقلانه نیست و اینقدر توی رویاهام و رویاپردازی هام فرو و البته پیش برم تا به عبارت عاقلانه، مغزم تاب برداره، اینقدر تاب برداره که دیگه به اشتباه بودنشون حتی فکر هم نکنم، که اینقدر عاشق تمام و عی...

    ادامه مطلب
  • باشد که تراورد در ما همه تو

  • نیلوبلاگ

    من آرزو کردم که یه نفر ازم بپرسه «حالت چطوره؟»! آرزو کردم چون حالم خوب نبود، نه اینکه بد باشم، اما اون راضیه پر انرژی ای نبودم که حتی وقتی از انرژی نداشتن هم میناله باز از دور و وریاش پر انرژی تر باشهچون اون راضیه ای نبودم که بهش بگن« تو از حال همیشه خوبت معلومه رابطت با عشقت خیلی خوبه!» دلم میخواس...

    ادامه مطلب
  • تو بمان با من،تنها تو بمان

  • نیلوبلاگ

    همه میپرسند چیست در زمزمه مبهم آب چیست در همهمه دلکش برگ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها چیست در کوشش بی حاصل موج چیست در خنده جام که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری نه به ابر نه به آب نه به برگ مه به این آبی آرام بلند نه به این خلوت خاموش کبوترها نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام من به این جمله نمی اندیشم من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه کوه صحبت چلچله ها را با صبح بغض پاینده هستی را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ...

    ادامه مطلب
  • نگا کن واسه اینکه تو با منی،چجوری خدا رو بغل میکنم

  • نیلوبلاگ

    خوشا به بخت بلندم که در کنار منیِ تو هم قرار منی هم تو بیقــــرار منیگذشت فصل زمستان گذشت سردی و سوزبیا ورق بزن این فصــــل را، بهـــــار منیبه روزهای جدایی دو حالت است فقطدر انتظار تـــــــوام یا در انتظـــار منی“خوش است خلوت اگر یار یار من باشد”خوش است چون که شب و روز در کنار منیبمان که عشق به حال من و تو غبطه خوردبمان که یار توام ، عشق کن که یار منیبمان که مثل غـــزلهای عاشقانهی منپر از لطافت محضی و گوشــــــوار منیمن “ابتهـــــاج”ترین شاعــــر زمان توامتو عاشقانه ترین شعـــــر روزگـــار منی ...

    ادامه مطلب
  • نزار قبانی بخوانید

  • نیلوبلاگ

    خنجرت را از سینه ام بیرون بکش! بگذار زندگی کنم! عطرت را از پوست تنم بگیر! بگذار زندگی کنم! بگذار زنی را بشناسم که نامت را از خاطرم پاک کند و کلافِ حلقه شده ی گیست را از دور گلویم بگشاید! بگذار بی تو راه برومُ بی تو بر صندلی ها بنشینم... در قوه خانه هایی که تو را به یاد ندارند! »»عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد یعنی ترا تاریخ درکار نباشد... یعنی تو با صدای من سخن گویی... با چشمان من ببینی... و جهان را با انگشتان من کشف کنی... ...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تو بمان با من ، تنها تو بمان | شعر تو بمان با من تنها تو بمان | تو بمان بامن تنها تو بمان | تو بمان با من و تنها تو بمان | نگاه کن واسه تو قلبم |