برچسب:
نویسنده: متین موسوی
شاید دلیلش اینه که به آدمایی فکر میکنم که آدرسشو دارن و ممکنه هر از گاهی به دنیایی سر بزنن که عریان ترین افکار و احساسات من رو میشه توش دید و خوند...
و حالا دیگه چند نفر ازون آدما محرمن به دنیای درون من؟
باید رفت
یه جایی که هیچکس نیست
عمر این آدرس برمیگرده به نه ده سال پیش
و جزئی از هویت من شده
اما رهاش میکنم در همین نقطه
تمام.
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
با سرعت خیلی کم چشمک میزد و نورش کم و زیاد میشود
و بعد محو شد...
هوا فوق العادست و حال خوبی دارم
فکر میکنم من پیر نمیشم
من فرسوده نمیشم
فکر میکنم قلب من و جانم عشق رو تجربه کرده
و عشق همون مایه ی حیات...
به اون ستاره نگاه میکنم
نسیمو رو پوستم حس میکنم
تاب میخورم
و فکر میکنم من این روزا رو فراموش نمیکنم هیچوقت...
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
اما هنوز آمادگی سال جدی و ندارم
یه سری انتظارامو نذاشتم کنار
یه سری تعلقات کهنه رو نریختم دور
رها نشدم، نو نشدم
اومدم تا اتاقمو برای بار دوم تمیز کنم تا سال تحویل آروم ترین حس ممکنو داشته باشم اینجا
سال تحویل امسال همینجا تنها سر میکنم و فکر میکنم 98 بیشتر از هر چیز سال ساخته شدن و رشد کردن و بالغ شده خواهد بود برای من
نود و هست سال محکمیه برام...
چشم به راه اتفاق خوب تازه ای نیستم
راضی ام...
از همه چی.
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
هیچوقت قانع نشدم که وجود آدما برای زندگی ضروریه
چیزی که ضروریه وجود کسیه که تو رو حتی از خودت هم جدا کنه که دیگه خودت هم نباشی
اون وقت با اون آدم از یک تبدیل به دو یا چند نمیشی، از یک تبدیل به صفر میشی...
جز این هر بودنی و هر جمعی و هر اجتماعی، ارزش زندگی کردن نداره، نباید باهاشون جمع بسته شد، فقط باید گذر کرد، از کنارشون یا از بین ن....
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
گذشتن نه به معنای بخشیدن،
ما اصن جایگاهی نداریم که بخوایم ببخشیم یا نه، زندگی و جهان خودش تصمیم میگیره درین مورد
اما گذشتن به معنای عبور کردن
چیزی نباید مانع ما بشه
که بگذریم و رها کنیم و عبور کنیم
چه حال خوبیه....
چه حال خوبی
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
درونم رو پاک کن از نارضایتی
درونم رو پاک کن از غم های بی معنی و بی مصرف
من رو رها کن از هر چیز که جلوی پروازم رو میگیره...
حسرتی که در دلم هست رو از بین ببر
با چوب جادوییت رنگش رو پاک کن یا بذار تجربش کنم چیزی رو که برام شده حسرت
و در نهایت
کمک کن تا زندگی کنم زندگیم رو....
کمک کن تا در آغوش بگیرم لحظه هامو...
شکننده و ناتوانم....
جز تو هیچ مراقب و نگهداری ندارم
هیچ کن مرا
در عرصه ی بیکران هیچ
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
و البته انرژی و زمان و پول!
و حوصله و صبر و حوصله و صبر و سعه صدر که اذیتم نکنه از دست دادن و خرج کردن همه ی اینا!
باید مصمم باشم و به خودم بگم اولویت زندگی من همینه و این مهم ترین مسالست که باید روش سرمایه گذاری بشه....
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
میبینی این زندگی جدید و این آدم جدید دوست داشتنی تر و راضی کننده تره
فکر میکنی چی باعث این تغییر شد و جواب این سوال مبهوتت میکنه!
همون چیزی که باعث گریه هات و غصه های اون موقعت بود!
برچسب:
نویسنده: متین موسوی
اگر تو افسانه ای، یا یه خیال موهوم که از سر نیاز من به وجودت ایجاد شدی, برام مهم نیست
مهم اینه که تو آسمان همه ی بن بست هایی که میشه به سمتت پرکشید....
مهم اینه که میشه با یادت خشم و کینه و شکایت رو تبدیل به بغض کرد و گریه کرد و رها شد از این زنجیرها....
مهم اینه که میشه بهت امید بست
که میشه افتخارکرد و شاد شد ازین تنهایی و جز تورو نداشتن....
برچسب:
نویسنده: متین موسوی