کاشکی باز بخندیم، ولی تا به ابد...

ساخت وبلاگ
چکیده : فکر میکردم منم دوست داشتم همه چی خوب میبود  دنیا قشنگ میبود، آدما بی عیب میبودن، شرایط همونطور که ما... با عنوان : کاشکی باز بخندیم، ولی تا به ابد... بخوانید :
فکر میکردم منم دوست داشتم همه چی خوب میبود 

دنیا قشنگ میبود، آدما بی عیب میبودن، شرایط همونطور که ما انتظار داشتیم و دوست داشتیم پیش میرفت، اما نیست، اما نمیشه!

منم ناراحت میشم وقتی میبینم چی فکر میکردیم چی شد، منم ناراحت میشم وقتی میبینم نه تنها نمیتونم با کسی که دوسم داره باشم و دوسش داشته باشم، که حتی خیلی بهتره بهش فکرم نکنم! 

هی میپرسم آخه تو چیکار کردی؟ باز میگم حق ندارم آدما و شرایطو قضاوت کنم، نمیخوام قضاوت کنم یا سرزنش...

خدا منو دوست داشت که نجاتم داد، تورو هم دوست داره و از ته دلم دعا میکنم نجاتت بده اگه حتی هنوز نجاتت نداده،

اما دوست داشتن تو به چه درد من و این دنیا میخوره؟ به چه درد من و این دنیا خورد؟

دیشب داشتم به اینا فکر میکردم و صبح بیدار شدم دیدم گفته دوستت دارم! ناشناسی که جسارت نداره خودش باشه حتی..

منم دوست دارم یه دوستت دارم واقعی پیدا کنم که یه ماه بعد، یه سال بعد یا چند سال بعد، اقلا از اساس تکذیب نشه!

یه دوستت دارمی که تفاوتی ایجاد کنه وجودش، وفاداری و بهترشدن نتیجش باشه نه خواستن خودخواهانه!

منم دوست داشتم زندگی قشنگ میبود و دوستت دارم ها بی جواب نمیموند، اما لازمش این بود که دوستت دارم ها واقعی میبود و قابل اعتماد! 

ابنجور دوستت دارم ها مثه پیانوییه که فقط ظاهرش پیانویه اما هیچ موسیقی ای نمیشه باهاش ساخت! در واقع سازندش یه پیانو دیده از بیرون و یه پیانو ساخته، اما از درون خالیه و هیچ! 

منم دوست داشتم موسیقی زیبایی رو با این پیانو مینواختم، اما چیکار میشه کرد که از همچین پیانویی همچین توقعی نمیشه داشت....

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : شنبه 1 دی 1397 ساعت: 10:26