سه گفتار!!!

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

گفتار اول: خدای بزرگ، لطفا علاوه بر اینکه گناهان ما رو میبخشی، بهمون این توان رو بده تا خودمون هم خودمون رو ببخشیم و دست از سرزنش خودمون برداریم

خسته شدم از بس بخاطر اشتباهات کوچیک و بزرگم به حسای عذاب وجدان و شرمندگی های مختلف دچار شدم!

گفتار دوم: اما بین همه دوست داشتن هایی که ازشون دیگه خبری نیست

بین همه حس هایی که بودند و دیگه نه میتونند باشند و نه میخوام جایی تو دلم داشته باشند

بین همه تردید ها و شک هایی که همش یهو و یه دفعه اومد سراغم

بعد از یقینی که یک دفعه فرو ریخت و گوشه گوشه اون عمارت به اندازه ای آسیب دید که بخوام تردید کنم ازین که دوباره با همون شکل و شمال و همون معماری بازسازیش کنم و یا نه

هنوز یه آقای شهاب هست که ندیده از بچگی دوسش داشتم و هنوز هر دفعه حتی پیامای ساده و کمتر از عادی هم بهش میدم، میتونه به وجد بیارتم جواباش و احساس کنم هنوز احساسی دارم

هنوز رباب صدری هست که به عکسش که نگاه میکنم  ناخودآگاه یه طوری "ای جانم" بگم که داداشمو کنجکاو کنه بدونه چی دیدم

هنوز آهنگای فرانسوی ای هستند که هر شب بهشون قول بدم زبان فرانسمو قوی کنم و براشون قولایی که بهشون پایبند بودم رو تک تک مرور کنم تا مطمئن بشن من آدم قول دادن و فراموش کردن نیستم

زندگی من داره روز به روز بهتر میشه 

چرا ناامید باشم و خدا رو شکر نکنم؟

گفتار سوم: به عنوان حرف آخر این پست میخوام بگم یه طوری زندگی نکنید که پس فردا طلبکار خدا باشید

یه طوری مسولیت زندگیتونو با کمال پررویی از رو دوشتون برندارید و فکر کنین چون سپردین به خدا پس باید بهترین اتفاق بیفته که پس فردا که نتایج اشتباهات خودتون اومد خرتون رو گرفت شاکی نشید که پس خدا چرا گذاشت اینجوری بشه؟

شاید، شاید بخشی از اون عمارتی که فرو ریخت، سر همین فرو ریخت

خدا در انحصار فکر من و بینش من نیست که اگه یه روز فهمیدم این بینش درست نیست چیزی عوض بشه!

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 3:42
برچسب‌ها :