نزار قبانی بخوانید

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

خنجرت را از سینه ام بیرون بکش!

بگذار زندگی کنم!

عطرت را از پوست تنم بگیر!

بگذار زندگی کنم!

بگذار زنی را بشناسم

که نامت را از خاطرم پاک کند

و کلافِ حلقه شده ی گیست را

از دور گلویم بگشاید!

بگذار بی تو راه برومُ

بی تو بر صندلی ها بنشینم...

در قوه خانه هایی که تو را به یاد ندارند!

 

»»عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشد

یعنی ترا تاریخ درکار نباشد...

یعنی تو با صدای من سخن گویی...

با چشمان من ببینی...

و جهان را با انگشتان من کشف کنی...

 

 

نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 6:23
برچسب‌ها :